این وبلاگ در نظر دارد که با موضوعات و منابع مهم و جدیدترین متد های روز در خدمت شما عزیزان باشد.

نشریه فورچون در سال 1999 وی را «مدیر قرن» نامید. عمده شهرت خود را مدیون بازسازی و سازماندهی شرکت جنرال الکتریک است که سطوح مدیریتی را از 29 سطح به 6 سطح کاهش داده، برخی حوزههای کسبوکار را تعطیل کرده و درصد زیادی از زیردستان خویش را اخراج نمود. بهرغم تاکتیکهای قوی و بیپروای وی (به خاطر اخراج تعداد زیادی از کارکنان شرکت، به او «جک نوترونی» مشابه با بمب نوترونی لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الکتریک را از 12میلیارد دلار به 280میلیارد دلار رساند که بزرگترین افزایش ارزش در هر شرکتی در زمان هر مدیرعاملی بوده است.
3: هنری فورد
پدر
خودروهای امروزی، بنیانگذار شرکت خودروسازی فورد و مخترع خط مونتاژ
متحرک خودرو، رهبر تجاری کاملا غیرمتعارفی بود. هنری فورد با پافشاری بر
تولید انبوه خودروهای ارزان برای یک بازار گسترده، زمانه خویش و نیز
سرمایهگذاران را به چالش کشاند. او دستمزدی بسیار بیشتر از آنچه مرسوم بود
به کارکنان شرکت پرداخت که این کار را «مشوق دستمزد» نامید و بدین وسیله
توانست نیروی کار قوی را جذب و نگه دارد. فورد از «سرمایهداری رفاهی»
حمایت میکرد و علاقه غیرمعمولی به وضعیت زندگی کارکنان نشان داد و آنها را
ملزم به زندگی طبق قوانین تعیین شده در «واحد جامعهشناختی» خود میکرد،
به طوری که چگونگی گذراندن ساعات فراغت آنها را مشخص و محدود میساخت.
ریسکهای وی نتیجه داد و شرکت فورد به ترسیم چشمانداز مدرن شهری کمک کرد.
4: میکائیل دل
میکائیل دل یکی از مهمترین نوآوران صنعت رایانه شناخته میشود که با کاهش واسطه و فروش مستقیم رایانه شخصی به مصرفکننده، به مصرفکنندگان اجازه داد تا با تلفن یا نامه، دستگاهها و تجهیزات را سفارش دهند. او که از دانشگاه اخراج شد یکی از سه تولیدکننده اصلی رایانه شخصی و یکی از مردان ثروتمند جهان است. (اگر ارزش ویژه داراییهای وی را مقایسه کنید به نظر میآید که دل میتواند 6 تا 7 دونالد ترامپ را بخرد.) برخی از رقبای دل، به مدل تجاری منحصربهفرد وی طمع کردند، اما بدون اینکه موفقیتی بهدست آورند. او القابی مثل «مرد سال» را از مجله PC، «مدیر عالی در کسبوکار آمریکا» از نشریه Worth و «کارآفرین سال» از مجله Inc دریافت کرده است. تارنمای دل کام، یکی از بزرگترین سایتهای تجارت الکترونیکی مصرفی در فضای مجازی است.

کارکنان ژاپنی اغلب زیاد مایل نیستند که طرح و برنامه های سطوح بالای
رهبری را به خاطر ترس از ایجاد تعارض رد کنند و لذا به شدت متقاعد می شوند
که با گروه تصمیم گیر همخوانی کنند.
در شرکتهای ژاپنی غالب تصمیمها در راس سازمان اتخاذ می شود و سپس به سایر قسمتها تحمیل می گردد.
برای یک کارمند ژاپنی بسیار اندوه بار خواهد بود که چیزی برخلاف آنچه مدیر ارشد وی در جایگاه بالاتری می داند، اظهار کند.
یک کارمند ساده ژاپنی در مقابل مدیر خود نمی ایستد و با او رودررو مخالفت نمی کند.
یکی از چشم اندازهای منفی مدیریت ژاپنی نظام استخدامی آن است.
ارتقای مبتنی بر ارشدیت در سازمانهای ژاپنی قبل از هرچیز به رشد نسل جدید کارکنان کم تعهد منجر شده است.
ژاپنی های جوانی که اجدادشان مشتاقانه ۱۲ ساعت در روز کار می کردند امروز به دنبال مشاغلی هستند که ساعات کار کوتاهتر داشته باشند.
مدیریت ژاپنی اکنون می رود که به طور موشکافانه مورد انتقاد قرار گیرد.
تاکنون
در مورد سبکهای رهبری و مدیریت ژاپنی به عنوان بخشی از فنون نوآوری در
دنیا زیاد بحث شده است. مع هذا، جنبه های دیگری نیز از این فرآیند رهبری
ژاپنی وجود دارد. در این مقاله با بررسی و بازنگری ادبیات تحقیق، جنبه های
متفاوت از رفتار رهبری ژاپنی که کمتر مورد تاکید قرار گرفته به تصویر کشیده
شده است:
تجسم گرایی یا ذهنیت گرایی (TATEMAE) در برابر واقع گرایی
(HONNE) و فشار برای ایجاد هماهنگی و توازن و کاربرد یا کوزا (مافیای
ژاپنی= YAKUZA ) حلقه های کنترل کیفیت تصمیم گیری، ارتقاء مبتنی بر ارشدیت،
تحرک و جابجایی محدود درون سازمانی، بازنشستگی اجباری، استفاده از کارکنان
موقت و پاره وقت و تبعیض قائل شدن علیه زنان، نمونه هایی از این رفتارها
هستند.
امروزه در بسیاری از مطبوعات و جراید مشهور به سبک رهبری ژاپنی
به عنوان سبک برتر نسبت به سبک رهبری غربی نگریسته شده است. در دهه ۱۹۵۰،
علامت »ساخت ژاپن« برای هر بیننده چیزی جز خنده و تمسخر برجای نمی گذاشت.
بازارهای آمریکا مملو از کالاهای نامرغوب ژاپنی بود. اما امروزه کالاهای
ژاپنی به ویژه در بخش اتومبیل و الکترونیک توجه واحترام همگان را به خود
جلب کرده است. موفقیت سبک رهبری ژاپنی به کسری درآمد تجاری بین ایالات
متحده و ژاپن منجر شده است (کاتزنشتاین ۱۹۹۱).
بسیاری آشکارا معتقدند
اگر شرکتهای آمریکایی بخواهند از روشهای ژاپنی اقتباس و تبعیت کنند، باید
برای تمام مسائل خود راه علاج بیابند، کاری که در گذشته ای نه چندان دور
شرکتهای آمریکایی مجبور شدند بدان دست یازند. این دیگر یک باور عمومی شده
است که ماحصل تبعیت شرکتهای آمریکایی از اصول رهبری ژاپنی ، آمریکائیها را
قادر خواهد ساخت که بهره وری را تدریجاً افزایش دهند و کیفیت و روحیه را
میان کارکنان بهبود بخشند. ولف (۱۹۸۳)
با بررسی مشاهدات، متوجه خلاء و
نقص در این باور عمومی که منعکس کننده برتری فلسفه رهبری ژاپنی نسبت به
فلسفه رهبری غربی است، گردید. وی ادعا کرد که این فلسفه نگاهی تحریف آمیز
به موقعیت واقعی است و این افسانه (فلسفه غالب) توسط صاحبان شرکتهای ژاپنی
عنوان شده است. ژاپنی ها ایــن افسانه را برای متقاعدکردن غیرژاپنی ها
مــــی سرایند که فنون رهبری آنها برتر است در صورتی که به واقع این فریبی
بیش نیست. اگرچه بخشهایی از فلسفه رهبری ژاپنی می تواند در برخی شرکتهای
آمریکایی کاربرد داشته باشد اما تلاش برای تبعیت از کل فلسفه آنان اشتباه
است (زمک ۱۹۸۱).
اینک رسانه ها دست به توصیف روی دیگر رهبری ژاپنی زده
اند و می نویسند ژاپن نه یک مدینه فاضله و نه یک جهنم کار است. ژاپن مثل هر
جامعه دیگر، نقاط قوت و ضعفهایی دارد. داستانهای روزنامه ها بیان کننده
این مسئله هستند که چطور بچه های یازده ساله ژاپنی دست به خودکشی می زنند
(مرگ ناشی از کار زیاد) و چگونه خانواده ژاپنی به دلیل شرایط کاری ، فشار،
انتقــالات شغلی و سیستم های غیرمنعطف آموزشی آشکارا از هم می پاشد.
در این مقاله به منظور بررسی و کاوش مشکلات و نقاط ضعف فنون رهبری
ژاپنی، مسائلــی چون: فرآیندهای تصمیم گیری، حلقه های کنترل کیفیت، ارتقاء
مبتنی بر ارشدیت، جابجایی و انتقال محدود درون سازمانی، بازنشستگی اجباری،
استفاده از کارکنان موقت و پاره وقت، تبعیض علیه زنان و مفاهیم روانشناختی
چنین رفتار رهبری که کمتر مورد تاکید واقع شده، مورد بازنگری قرار می گیرد.
نویسندگان در تحقیق و نوشتن این مقاله یک انگیزه داشته اند، آنهم بررسی
جنبه هایی از رفتار رهبری ژاپنی که معمولاً در هیچ یک از سوابق و ادبیات
حرفه ای و عمومی ارائه نشده است. . . . . . . . . . . . . . .. .
غزلی از حافظ...
بارها گفته ام و بار دگر میگویم
که من گمشده این ره نه بخود میپویم
در پس آئینه طوطی صفتم داشته اند
آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم
من اگر خارم اگر گل چمن آرائی هست
که از آن دست که میپروردم میرویم
دوستان عیب من بیدل حیران نکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
گرچه با دلق ملمع می گلگون عیبست
مکنم عیب کزو رنگ و ریا میشویم
خنده و گریه عشاق ز جائی دگر است
میسرایم بشب و وقت سحر میمویم
حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی
گو مکن عیب که من مشک ختن میبویم
مدیریت یکی از پرطرفدارترین رشته ها در کنکور کارشناسی ارشد است و گواه این مطلب، شرکت نزدیک به 40000 نفر در آزمون مجموعه مدیریت در سال گذشته است جذابیت های این رشته و گرایش های متنوع آن توجه بسیاری از فارغ التحصیلان رشته های دیگر را نیز به خود جلب کرده و باعث ایجاد رقابت شدید بین داوطلبان شده است.
گرایش های این رشته عبارتند از:
مدیریت مالی: فارغ التحصیلان این رشته قادر به اشتغال در حوزه مدیریت و معاونت امور مالی و حسابرسی شرکت های خصوصی و دولتی خواهند بود.
بازرگانی : فارغ التحصیلان این رشته قادر خواهند بود علاوه بر مدیریت سازمان ها، در امور بازرگانی و بازاریابی به فعالیت بپردازند.
دولتی : در این گرایش دانشجویان توانایی اداره موسسات دولتی و حتی خصوصی را کسب می کنند معمولاً حوزه های کاری این گرایش شامل « معاونت منابع انسانی کارگزینی و اصلاح ساختار سازمانی» می باشد.
صنعتی : زمینه کاری این گرایش در واحدهای صنعتی و تولید قرار دارد و در حوزه های « کنترل کیفیت و مدیریت تولید» مشغول به کار خواهد شد.
مدیریت فناوری اطلاعات: کسب مهارت در زمینه فناوری های اطلاعات و کاربرد آن در امور مدیریت از اهداف این گرایش است.
مدیریت کار آفرینی : یکی از گرایش های جدید مدیریت است که به بحث در مورد ایجاد و تأسیس واحدهای مختلف و اداره موسسات کوچک می پردازد.
رشته مدیریت مالی یکی از رشته های پر طرفدار بین دانشجویان هست
که هم اکنون در دانشگاهای تهران و اصفهان در حال پذیرش دانشجو در مقطع ارشد و دکتراست
با نظرات خود دوستان دیگر را در جریان بگذارید . .. .
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما عزیزان
در اینجا قصد دارم از امروز لحظه به لحظه در کنار هم برنامه ریزی کنیم و به قبولی در کنکور ارشد مدیریت مالی سال 91
فکر کنیم به امید قبولی تک تک عزیزانی که زحمت میکشند
دوستان عزیز با دادن نظر و برنامه ریزی ها تون به دیگر هموطنان و دوستان خوبمون نیز کمک میکنیم
هر کی هر مطلب و هر پیشنهادی در مورد کنکور نحوه درس خوندن نحوه برنامه ریزی داره اینجا بنویسه تا انعکاس بدیم به همه
با وجود منابع متعدد در سایت ها و بلاگهای متفاوت دوستان هر کی به یک نوع به بعضی از منبع ها امید داره و مطمئن هست منبع خوبی هست بیان بفرماید
هم اکنون منتظر نظرات شما عزیزان هستیم با تشکر متقاضیان رشته مدیریت مالی








چند لغت انگلیسی میدانید؟...
حتما ببینید...
اندازه دایره لغات انگلیسی خود را تخمین بزنید»
توی گشتزنیهای اینترنت به این سایت برخوردم که برای خودم خیلی جالب بود! البته جالب که... بیشتر فاجعه!!
وب سایت TestYourVocab.comهمان طوری که از اسمش پیداست برای این طراحی شده تا با طی کردن سه مرحله ساده اندازه لغات انگلیسی که شما کامل به آن مسلط هستید را برای شما تخمین بزند.
در این سایت اشاره شده که تعداد لغات زبان انگلیسی نسبت به سایر زبان ها بیشتر است، که من به این مورد شک دارم! برای تخمین دایره لغات تان تنها کافی است وارد شویدو در دو مرحله اول لغاتی را که حداقل از یک معنی آن مطمئن هستید را تیک بزنید. باید در این مورد راست گو باشید و لغاتی را که قبلا شنیده بودید ولی معنی آن ها را نمی دانید خالی بگذارید تا در نتیجه به مورد دقیق تری برسید. در مرحله سوم و آخر از شما چند سوال کلی پرسیده می شود. در رابطه با اینکه انگلیسی زبان اول یا دوم شماست، سن، جنسیت، محل زندگی و …
این سایت می تواند برای همه مفید باشد حتی کودکانی که در حال آموزش زبان هستند نیز با کمک والدین خودشان می توانند از سایت استفاده کنند ولی من آن را شدیدا به فراگیران زبان انگلیسی توصیه می کنم تا حساب کلی از لغاتی که از بر هستند دستشان بیاید.
خاطره پروفسور حسابی از ملاقات با انیشتن+عکسی نایاب از این دو

راز پیشرفت غربی ها:
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند
وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست ,
, نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند
اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است
بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده،
سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست .بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم



